آآآی نفس کش...
اون نقاب تقدس رو از رو صورتت بردار بعد برو جلوی آینه، ببین خودت میتونی تحملش کنی؟!...حالم ازتون بهم میخوره،هم از تو با اون نقابت هم از اون یکی با اونهمه منیتش!..با رفتارش گاهی حس میکردم تو پست ترین دورهء حیاتم!..یه جوری از بالا بهت نگاه میکرد که بدتر وسوسه میشدی حالشو بگیری!..خوب کردم زدم تو برجکش!
..حقش بود..توام هوای خودتو داشته باش پرم به پرت نگیره!
...
اوه سومیو داشت یادم میرفت..اون که دیگه اندشه..عضو خنثی،بی خاصیت...آمفوتر! پر مدعا..دستو پا چلفتی چلمنگ!..دنیا رو آب ببره تو یکیو خواب میبره،انگار از اول زندگیش فقط بهش یاد دادن سرشو عین کبک ببره زیر برف و تا وقتی هم که برفها آب نشده بالا نیاردش!....
فکر کردید چه خبره؟!..خبری نیست بابا،برید کنار بذارید باد بیاد...کنارم نرید مطمئن باشید راهی که جلوشو سد کردید تنها راه نیست...همیشه راههای بهتر وجود داره ولی اگه بخوام کنفتون کنم یه میانبر برای همون راهی که شماها جلوش علم شدید پیدا می کنم...
